X
تبلیغات
رایتل

کلام نور
مطالب قرآنی


زائرى که سال هـا قبل به شوق زیارت « بیت الله الحرام » به حجّ مشرف شده بود، نقل مى کند که هـنگام بیتوته در مناء به مسجد خویش وارد شدم، ناگهـان خیل عظیمى از زایران شهـرهـاى مختلف را مشاهـده نمودم که در این مسجد گرد آمده و به تلاوت قارى نابینایى که در بالاى صفّه نشسته و با صدایى بسیار زیبا و ملکوتى قرآن را قرائت مى کرد، گوش سپرده اند. در آن لحظه از نواى قرائت استادانه او متحیّر شده، از خود بیخود گشتم، چرا که تاکنون چنین صوت زیبایى را که متناسب با معنى آیات قرآن باشد از دیگرى نشنیده بودم. 

 

  آنگاه که او دهـان به تلاوت مى گشود خیل جمعیت که از کشورهـاى گوناگون در آن محل جمع شده بودند، مهـر سکوت بر لب زده و مشتاقانه قرائت وى را استماع مى کردند.و... آن قارى کسى جز امیر القرّاء، استاد شیخ محمد، محمود رفعت نبود. گویند: در آن زمان که کودکى بیش نبود، چون شیخ على محمود، صوت زیباى او را شنید، به شدّت گریست، تا بدانجا که به حالت اغما افتاد. وى زمانى که دریافت که این کودک نابینایى است که چنین زیبا نغمات قرآن را سر مى دهـد، در حالى که مى گریست، به هـمراهـان او وعده داد که در آینده اى نه چندان دور به مرتبه اى بس والا خواهـد رسید. و به حقیقت نیز چنین شد، تا بدانجا که گوى سبقت را از شیخ على محمود و احمد ندا در ربوده و بر آنان در این مجالس پیشى گرفت.آرى نام شیخ محمد رفعت، در تاریخچه قرائت قرآن نامى است بس آشنا. نامى که هـمگان را شهـرت و عظمتش در رسیده است. نامى که پیرامون او افسانه هـاى بیشمارى رونق گرفت. چه او را نابغه اى شگفت مى پنداشتند. مفتى سوریه پس از وفات وى در وصف استاد مى گوید: اسلام، با وجود او جوانى و نشاط از سر گرفت.گویند یکبار افسرى کانادایى به نزد مدیر رادیوى انگلیس آمده، از او درخواست کرد تا ملاقات او را با شیخ رفعت فراهـم آورد، چرا که پس از استماع صوت شیخ تحت تاثیر واقع شده، پذیراى دین اسلام شده بود. صوت روح بخشى که سکینه روح و جان و عواطف است. مدیر رادیو نیز به خواسته این شخص پاسخ مثبت داده، و زمینه ملاقات او را با شیخ فراهـم کرد تا جایى که آن مرد توانست مدتى را در کنار او زندگى کند. این افسر پس از انقضاى این مدت با بازگشت به سرزمینش ـ در وصف چنین نابغه اى که تمامى ویژگى هـا و خصایص نبوغ در او جمع گردیده بود ـ مقاله اى را به رشته تحریر در آورد. وى در آن مقاله عنوان داشت که شیخ، اولین و تنهـا قارى قرآنى است که تعدادى بیشمار از غیر مسلمانان شیفته قرائت هـاى زیباى او گشته اند.وى از مفاخر جهـان اسلام در زمینه تلاوت قرآن کریم بوده است و در علم قرائات روشى منحصر به فرد داشته و در میان قاریان بزرگ جهـان جایگاه ویژه اى به خود اختصاص داده است. استاد محمد رفعت در سال 1300 ( هـ. ق ) ( مطابق با 1261 هـ.ش ) در شهـر قاهـره، دیده به جهـان گشود. او در سن شش سالگى به بیمارى شدیدى مبتلا شد، بدین جهـت بینایى خویش از دست داده و تا پایان زندگى از این نعمت محروم گردید .نخستین کسى که با تشویق هـاى خود وى را به سوى آموزش و قرائت قرآن کشانید، پدرش شیخ محمود بود و سپس نزد شیخ محمود حنفى که در شناخت الحان قرآنى استاد برجسته اى بود شروع به فراگیرى قرآن کریم نمود. مجله « کلّ شیء » از جمله نشریات معاصر استاد، در شماره 554 خود مى نویسد: « در روز هـاى سه شنبه و جمعه هـر هـفته وقتى ساعت به 9 مى رسید، در محلى که جلسه قرآن براى استاد محمد رفعت تشکیل مى شد انبوهـى فوق العاده از جمعیت مسجد را احاطه مى کرد، آن گونه که دیگر در آن مسجد مکانى خالى از جمعیت یافت نمى شد. در این هـنگام تلاوت استاد محمد رفعت در این مجلس مستقیماً از رادیو به سرتاسر کشور پخش مى گردید و هـمگان مى توانستند از صوت دلنشین استاد که معانى آیات قرآن را نیز در اذهـان مستمعین بر جاى مى گذاشت استفاده کنند. و هـمراه با احساسى از شوق و حوصله که حاصل تاثیر آیات نورانى قرآن و صوت دلنشین استاد بود به تلاوت نابغه دوران خود گوش فرا دارند. و این در حالى است که در آن ساعت خیابان هـا و محلات شهـر خالى از سکنه شده و بدین طریق، این قارى قرآن با صوت زیبایش توانسته بود مردم را به سوى قرآن جذب نموده و به قولى به آنان حیاتى دوباره ببخشد » . مشهـور است که در سال 1356 هـ. ق. رادیوى بریتانیا تلاوت سوره هـود استاد رفعت را که در مدت سه روز در مسجدى که جمع کثیرى از مردم براى استماع آن اجتماع کرده بودند، ضبط نمود و بدلیل برخوردارى از کیفیت بالایى که این نوارهـا از لحاظ صوت، لحن وعلم تجوید و قرائت، دارا است اکنون به عنوان یکى از مفاخر بزرگ بریتانیا محسوب مى شود. استاد رفعت نیز در هـمین مکان « قصار السور » را با چهـارده روایت قرائت نمود . تنهـا فرزند استاد، محمود رفعت است که هـم اکنون در قید حیات مى باشد. از جمله کسانى که در قرائت خویش به تلاوت هـاى استاد رفعت استناد مى جویند، استاد ابوالعینین شعیشع مى باشد. نیز استاد عبدالباسط در ایام جوانى به تقلید از این استاد بزرگ مى پرداخته است. شیخ ابوالعینین شعیشع در رابطه با آشناییش با استاد چنین گوید که: « من افتخار شاگردى در محضر استاد را دارم، چرا که از ایشان تاثیر بسیار گرفتم. حتى آن زمان که در محل زندگى خود بودم و صداى استاد از رادیو به گوش مستمعین مى رسید، در آن زمان صداى شیخ رفعت تنهـا صدایى بود که از رادیو پخش مى شد. او در مکان مرتفعى به تلاوت مى پرداخت و من هـمواره حریص بر دیدار استاد بودم. درست 34 سال پس از تاسیس رادیو من با شیخ آشنا شدم. در آن زمان بسیارى از مردم به آواز گوش مى دادند و برخى به مسائل دیگر. اما اشتیاق من به صوت شیخ تا آنجا بود که هـمواره به مکان تلاوت شیخ مى رفتم ـ آن زمان از ساعت 9 تا 30/9 شب برنامه صحبت شیخ از رادیو پخش مى شد ـ با وجود اینکه هـوا بسیار سرد بود و من کودکى بیش نبودم، در آن محل مى ماندم و پس از تمام شدن برنامه صحبت شیخ به منزل باز مى گشتم وهـمواره سعى مى کردم از او تقلید کنم، پره اى اوقات موفق مى شدم. و گاهـى نیز نمى توانستم اما تلاش خود را به کار مى بردم. زمانى که کارم را تازه در رادیو شروع کردم. براى اولین بار بود که ایشان را ملاقات مى کردم ؛ استاد در حال تلاوت سوره اى بودند و من گوش مى کرم، پس از آن که تلاوت خود را به پایان رساندند، جلو رفتم و دستهـایشان را بوسیدم. استاد پرسیدند: شما چه کسى هـستید ؟ گفتم: شعیشع هـستم. شیخ در این هـنگام مرا در آغوش کشید و با صداى آرامى گفت: بیا فرزندم، بیا جلو. من از مدت هـا پیش مى خواستم صداى تو را بشنوم. البته پیش از آن من در رادیو براى اولین بار قرائتى کرده بودم و شیخ صداى مرا شنیده بود. من هـم هـرگاه به مسجد مى رفتم نزدیک نمى آمدم، اما گویا شیخ مشتاق بود که صداى مقلدش را بشنود و او را از نزدیک ببیند، هـر چند که به خوبى تقلید نمى کردم امّا کم کم با تکرار پیشرفت کردم. بار دیگر وقتى براى خواندن نماز به مسجد رفته بودم، خود را به شیخ معرفى کردم، ایشان مرا بسیار تشویق و تشجیع کردند، تا به آن حدّ که دلم از محبت استاد لبریز شد، و هـمواره در پى فرصتى بودم که این محبت را جبران کنم. پس از آن جریان از من خواستند نوارهـایى را که در رادیو بود تصحیح کنم زیرا یک سرى کلمات قرائت شیخ از آن هـا حذف شده بود. من هـم بلافاصله پذیرفتم ؛ چون به شیخ علاقه فراوانى داشتم و دوست داشتم این نوارهـا را که از بهـترین قرائت هـاى استاد بوده تصحیح کنم. در حالى که استادم در قید حیات نیست ولى هـمانطور که در زمان حیاتش از وى جدا نبودم هـم اینک نیز که سالهـا از رحلتش مى گذرد از وى جدا نیستم». شیخ احمد الرزیقى که از قاریان معروف عصر حاضر است درباره استاد رفعت چنین اظهـار مى دارد: « شیخ رفعت در قراءات تبحرى کامل داشت در علم وقف و ابتدا مسلط بوده و خداوند در صوت ملکوتى وى نعمتش را به کمال رسانده و نیز به شناخت مقامات الحان قرائت را عطا کرده بود چنان که استاد آیه اى را در مورد وعده هـا و توصیف بهـشت تلاوت مى کرد در آن آیه نغمه و آهـنگى را انتخاب مى نمود که شنونده کیفیت بهـشت را مى توانست تجسم کند و یا اگر آیه اى را در مورد عذاب تلاوت مى کرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهـنم را به مستمع مى فهـماند ». آرى شدت اشتیاق مردم به تلاوت استاد رفعت تا بد آن حدّ بود که سالنهـاى مخصوصى براى مستمعین شیخ ساخته شد. هـرچند که این سالن هـا، امروزه با رحلت اکثر یاران شیخ خالى مانده و از بین رفته اند اما بسیارى از آن هـا هـنوز به حال خود باقى است. ساعات تلاوت شیخ در ایام سه شنبه و جمعه، ساعاتى مقدس در نظر تمامى مسلمین جهـان بود ؛ ساعاتى که مسجد فاضل شاهـد انبوهـى از جمعیت مى شد حال آنکه در آن زمان نه رادیو و نه میکروفونى وجود داشت. از میان کسانى که هـمواره در محل تلاوت شیخ در رفت و آمد بودند، استاد « کامل الاشناوى » بود. او مى گوید: « من احساس مى کنم صوت و لحن او با آن نغمات زیبا دریچه اى از ایمان و معرفت را در قلبم گشود ». شیخ رفعت زمانى از رادیو کناره گرفت اما پس از آنکه باز به رادیو بازگشت، آرامش و اطمینان، قلوب تمامى مسلمین را در بر گرفت، چرا که او چون اسطوره اى در میان مردم مطرح بود. منزلش میعادگاه عاشقان علم و ادب، مؤمنین و ملحّنین بزرگ بود و آنان هـمواره بر این مهـم اذعان دارند .عاقبت دست تقدیر چنین اراده کرد که این صوت طلایى خاموش گشتهـ، و این تار آسمان هـا ( قیثاره السماء ) شکسته گردد. آرى عاقبت این نابغه بزرگ اسلام در گذشت، اما صوت چون اضواء پرفروغ خورشید باقى ماند تا هـمواره رهـگشاى انسان هـا گردد. صوتى که در خدمت کلام خداوند قرار گرفت و به علم قرائت اعتبار دیگرى بخشید. سرانجام این ستاره ى پرفروغ در سنین 69 سالگى به سال 1369 هـ. ق. ( 1328 هـ. ش. ) در شهـر قاهـره خاموش گردید گرچه یادش هـرگز در خاطره هـا از بین نخواهـد رفت .زندگى و شرح حال این استاد و قارى بزرگ جهـان را که خدمتى شایان در علم قرائت براى عاشقان این راه به انجام رسانیده است ـ موّرخانى بزرگ از جمله « خیر الدین زرگلى » در کتاب الاعلام و « مذاکرات » با عکس درج نموده اند هـمچنین در جراید « الصحف المصریه » و « اخبار الیوم » مورخه 1950م هـمزمان با فوت استاد محمد رفعت به درج شرح حال و زندگى نامه این قارى قرآن پرداختند. خیر الدین زرگلى در کتاب خویش چنین مى نویسد: « محمد بن رفعت، از مشهـورترین قاریان عصر حاضر و آگاه ترین آنان به مواقع وقف و ابتداء در آیات قرآن کریم مى باشد. او در قاهـره ولادت یافت و در هـمان جا به رحمت خداوند پیوست. او در آغاز کودکى روشنایى دو چشمش را از دست داد. استاد رفعت در زمینه ى وقف و ابتدا و تجوید و ترتیل قرآن سبکى متمایز ابداع کرد، صوت زیبا و دلنشین او چنان بود که قلبهـا را مسحور ساخته و شیفته خویش مى نمود. او با الحان و نغمات موسیقى در قرآن آشنا بود. تلاوتهـاى بسیارى از این استاد در رادیوى مصر و لندن موجود است »تلاوتهـاى این استاد هـمه هـفته از بدو تاسیس رادیو قرآن جمهـورى اسلامى ایران، از این رادیو پخش مى گردد.

[ جمعه 17 بهمن 1393 ] [ 19:55 ] [ سیدصادق موسوی زاهد ] [ نظرات (7) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 2816